حسين قرچانلو

35

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

بازگشت به زادگاه خويش ، در خدمت شاهزادهء بلخ ، احمد بن سهل بن هاشم مروزى بود . بلخى يكى از نخستين مسلمانانى است كه به كار نقشه‌كشى پرداخت و اثر مهم وى صور الاقاليم شامل توضيح نقشه‌ها و جداول جغرافيايى است . « 1 » روش كار وى چون مورد قبول جغرافيانويسان بعدى قرار گرفت ، مكتب بلخى ناميده شد . جغرافيانويسان مكتب بلخى رنگ اسلامى مثبتى به جغرافيا دادند و علاوه بر آنكه كار اساسى خود را بيشتر منحصر در وصف سرزمينهاى اسلامى كردند به آن دسته از مفاهيم و اطلاعات جغرافيايى كه در قرآن يا در احاديث و اقوال صحابهء پيامبر ( ص ) به آنها اشاره شده بود ، اهميت مىدادند ؛ مثلا بنابر روايتى مجموع خشكيها را به صورت مرغى تصور مىكردند كه سر آن چين ، بال راست آن هند ، بال چپ آن خزر ، سينهء آن مكه ، حجاز ، شام ، عراق و مصر و دم آن افريقاى شمالى است . « 2 » همين روايت اساس كار ترسيم نقشه در مكتب بلخى بوده است . به نظر مىرسد اين نقشه برداشتى باشد از مشاهدهء نقشه‌اى از زمين كه از ايران قديم بر جاى مانده و مسلمانان به آن دسترسى پيدا كرده‌اند . ظاهرا اين نوع روايات كه منعكس كنندهء اطلاعات جغرافيايى قديم مسلمانان است ، در عصر متأخرتر براى مبارزه با اطلاعات علمى مسلمانان ، كه تازه در شرف رواج بوده ، ساخته شده است . ناگفته نماند كه بعضى از علماى جغرافيا اين روايات را از لحاظ علمى صحيح دانسته‌اند . با اينكه علم پيشرفت كرده بعضى از اين روايات در انديشهء جغرافيايى بعضى از مسلمانان و نيز در ترسيم نقشه‌هاى جغرافيايى تأثير عميقى داشته است . « 3 » جغرافيانويسان مكتب بلخى ، مجموعهء خشكيها را به شكل مدور ( اشاره به مسطح بودن زمين است ) مىپنداشته‌اند كه « بحر محيط » ( اشاره به اقيانوسهاست ) همچون گردنبندى آن را احاطه كرده ، و از اين بحر محيط يا اقيانوس دو خليج داخل خشكى مىشده ( مديترانه و اقيانوس هند ) كه يك برزخ در بحر قلزم ( درياى سرخ ) آنها را از يكديگر جدا مىكرده است ، چنين تصورى مبتنى بر قرآن « 4 » بوده است . جغرافيانويسان مكتب بلخى بر خلاف پيروان مكتب عراقى ، جزيرة العرب را از آن جهت كه مكه و خانهء كعبه در آن واقع است ، ناحيهء

--> ( 1 ) . همان ؛ ص 37 . ( 2 ) . مختصر البلدان ؛ ص 3 . ( 3 ) . علم جغرافيا و تطورات آن در جهان اسلام ؛ ص 91 و 104 . ( 4 ) . فرقان ، 53 .